امروز برای تعمیرات به نمایندگی یک از خودروسازان رفتم. قبل از من یک نفر خدمات لازم را دریافت کرده بود و در مرحله تسویه حساب بود. پول را پرداخت کرد. بعد قرار شد که فاکتور تعمیرات را به او بدهند. فاکتور از داخل ماشین پرینت خارج شد و یکی ازکارکنان آن را به دست ایشان داد. گفت خدمت شما آقای دکتر. همان لحظه بود که من آن فرد را که به نظرم آشنا آمده بود شناختم.
کارمند دیگر کاغذ را از دست دکتر گرفت و گفت که آقای دکتر اجازه بدهید آن را داخل پاکت بگذارم و بعد تقدیم کنم. یک پاکت آبی را آوردند و فاکتور را با احترام و دقت تا کردند و درونش گذاشتند و دو دستی به دکتر دادند.
نوبت من که رسید کاغذ را همانطوری که از ماشین پرینت در آمد به دستم دادند. تعارف هم نکردند که پاکت داشته باشد یا نه. من کاغذ را گرفتم وبه شکلی بی سلیقه تا کردم و توی کیفم چپاندم.



آخرین دیدگاهها