شیشه های شکسته در هجوم جنگ

در این روزهایی که شهرها در هجوم بیگانگان است اتفاق های عجیبی رخ میدهد که شاید دیگر درباره شان نتوان چیزی شنید. یکی از آنها که از ترس بمباران های تهران به شمال کشور رفته است تماسی دریافت میکند. همسایه میگوید که بمباران شده و شیشه های آپارتمان شکسته است. او بلافاصله آمده و مهیای رسیدگی به خانه میشود. شیشه ها را جمع میکند خانه را هم به شکلی به صورت بسته بندی در میآورد . وقتی که میخواهد دنبال خرید شیشه و نصاب آن می رود متوجه می شود نه شیشه وجود دارد و نه نصاب. کل شهر شیشه هایش را از دست داده بود. مردم همه دنبال خرید و نصب شیشه بودند. به همین دلیل شیشه بر ها قایم شدند. زیرا که کاری از دستشان برنمی آمد. حالا مردمی مانده اند که پول دارند اما در بازار شیشه نیست که بخرند. به ناچار پتوی های موجود در خانه به وسیله میخ و چکش به قاب های آسیب دیده پنجره نصب می شود. دوباره صاحب خانه راه شمال را در پیش می گیرد و میرود . منتظر است تا تکلیف شان در آینده ای نا مشخص معلوم شود.

یک خانواده دیگر هم چنین سرنوشتی داشتند آنان هم خانه خود را رها کردند و به منزل پسرشان نقل مکان کردند. جایی که شاید سالی یک بار در مناسبت نوروز بدون دعوت به آنجا می رفتند. حالا مجبور شده اند هفته ها در کنار خانواده پسرشان بمانند تا اینک بازار شیشه به وضعیتی در آید که امکان خرید و نصب شیشه فراهم شود.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *