شبی که پشت سر گذاشتیم یک حمله هوایی و بمباران شبانه را داشت. حوالی محله ما بمباران شد. خواب دیدن حین بمباران باعث شد که خواب من هم صداهایی عجیب و عاقبتی شبیه بمباران داشته باشد. صدای مهیب و لرزش ساختمان باعث ترس شد. اما پس از مدتی اوضاع به حالت عادی بازگشت. باران نسبتا شدیدی میبارید. صدای باران مثل قبل زیبا و گوش نواز نبود. بارش باران دیگر مثل قبل فرح و خوشحالی را نداشت. چیزی بزرگتر آن را تحت الشعاع خودش قرار داده بود. باران می بارید اما حس خوب و وجد درونی ایجاد نکرد. برعکس انگار که در زمان مناسبی نمی بارید آدمی را کلافه میکرد.
به اشتراک بگذارید

آخرین دیدگاهها