در ایام خاصی از سال و در مناسبت های مختلف افرادی پیام می فرستند یا تماس میگیرند که من را به فکر فرو می برند. گاهی فکر کردن به اینکه چه نیت و قصدی در پس رفتارشان هست یک دنیا سوال بی جواب را پیش روی من قرار میدهد. اغلب با این واقعیت روبرو می شوم که توقع هایی که دارم برآورد نمی شود برعکس از کسانی که هیچ توقعی از آنها نیست بازخورد های جالبی میگیرم.
سعی می کنم که از کسی توقعی نداشته باشم اما ذهنم یک چیزهایی را پیش روی من میاورد و متقاعدم میکند که انتظار داشتن از افراد خاصی خیلی هم بی جا نیست.
مهم کسانی هستند که بدون اینکه مجبور باشند یا دین بر گردن داشته باشند من را یاد میکنند. با کلامشان و با لحن هایشان روح من را نوازش میکنند. آدم هایی که بی دلیل مهربان و بخشنده محبت هستند. اینها در مناسبت های خاص به صحنه می آیند. حرف هایی را می زنند یا پیام هایی را می فرستند که شادی و احساس تعلق را در من زنده میکنند.
گویی هر کسی که بیشتر خدمات گرفته و نیز کمتر به زحمت افتاده است بی پرواتر و ناسپاس تر از دیگران است . کسانی که بدون منت خدمت گرفته اند به مسیرهای بی راهه رفته و رفتارهایی نشان دادند که متعجبم می کند . با دیدن اینها تصمیم میگیریم که خدمات را هوشمندانه تر و آگاهانه تر ارائه بدهم. من
که قرار است به دیگران خدمت کنم لااقل کسانی را مد نظر قرار بدهم که اندیشه های پاک و قلب های شاکر و زبان نرم تری دارند. اینطوری احساس باخت و بازنده بودن نمیکنم.



آخرین دیدگاهها