بیمارستان ها دنیای عجیبی هستند فقط آنها که تجربه کرده اند به ماهیت و عمق این جمله پی میبرند. بقیه افراد شاید فقط یک درک سطحی براساس سناریوی های شخصی شان داشته باشند.
نوع خدمت باعث می شود که یک محیط به شدت متفاوت شکل بگیرد. کار کردن در چنین محیطی نیاز به مهارت هایی دارد که قابل تدریس کردن نیستند . فقط باید زیست تا اینکه آن را فرا گرفت. یک درس ناپیداست که باید سینه به سینه و تجربه به تجربه آن را آموخت.
شاید اگر از کادر درمانی بیمارستان ها سوال کنید که سندرم آشنایی واقعا وجود دارد اکثریت قابل توجهی آن را تایید کنند. همه کارکنان درمان تجاربی از این دست را در ذهن هایشان دارند که اگر سوال درستی طرح شود آن را به خاطر خواهند آورد. بقدری این داستان تکراری و قابل پیش بینی است که حد وحسابی ندارد.
سندرم آشنایی واقعا یک سندرم پزشکی و شناخته شده علم نیست. یک اصطلاح است که کادر درمانی آن را بر اساس تکرارهای بیمارستانی ساخته اند. معنای آن این است که هر بیماری که به شدت سفارش شود . به شدت مورد توجه ومراقبت قراربگیرد دچار یکی از عوارض مربوط به درمان خواهد شد. عوارضی که برای همه پیش نمی آید. اما بیماران سفارشی آن را تجربه خواهند کرد. وقتی که نوبت یک بیمار معمولی را نادیده بگیرند و به یک فرد سفارشی بدهند منتظر عواقبی باید بود. خیلی هم زود خودش را نشان میدهند. خیلی ها اسم این را آه کشیدن بیماران دیگر گذاشته اند . معتقد هستند که هر بیماری که آه بکشد باید منتظر عوارض جدی در بیمار سفارشی باشیم.



آخرین دیدگاهها