انسانی دیگر از جمع فامیل ما عمرش را به پایان برد. او از چندین سال قبل رنج بیماری و سالمندی را تحمل کرد. سالهای سال است که موضوع احوالپرسی های اعضای خانواده بود. هر بار می شنیدیم که بیماری اش تشدید شده است . بارها و بارها بستری شده و مرخص شده بود. این اواخر به بیمار بودنش عادت شده بود. برای همین بود که دیگر کسی به ملاقاتش و دیدار در بیمارستان فکر نمی کرد. آنقدر این اتفاق افتاده بود که چیزی در حد یک اتفاق عادی تلقی می شد. هرچه بود او رنج بسیار جسمی را به پایان رساند و به مسیرش در دنیای دیگری وارد شد. ما به عنوان یک فامیل دور، جز خوبی ندیده بودیم . الان هم همه در سوگواری هستند.
نوع سوگواری ها در این دوران جنگ به شکلی دیگر در آمده است. شبیه دوران کرونا شده است. کسی برای عزیز از دست رفته مراسم نمی گیرد. کسی به مسجد یا خانه نمی رود. بیشتر مردم با تلفن کردن و تسلیت های اینگونه وظیفه خود را تمام می کنند. برای کسی سوگواری به شیوه گذشته معنایی ندارد. خیلی از اداب و رسوم قبلی که مردم خیلی به آن وابسته بودند از بین رفته است. مردم دیگر مثل قبل نیستند. کمتر گریه زاری میکنند. کمتر دورهم جمع می شوند تا به هم تسلی بدهند. کمتر حسرتهای خودشان را به زبان می آورند. حتی کمتر مجلسی در مسجد برگزار می شود. الان سالن های بزرگ که کاربرد های دیگری داشتند به محل تجمع عزاداران تبدیل شده است. شکل و شمایل سوگواری حتی به مرزی رسیده است که در حد یک دیدار و پذیرایی تلقی شده و خبری از گریه و آه و فغان نیست. در گذشته معیار دوست داشتن متوفی میزان برون گرایی سوگواران بود. باید به صدای بلند گریه میکردند . باید سوگ نامه ای برایشان گفته میشد. بایدکه خودشان را طوری نشان میدادند که یک نمایش تعزیه برگزار می شد. الان خبری از این بایدها نیست. همه آرام تر شده اند. حتی این اواخر یک نمایش دیگر افزوده شده است. در سوگ آنها که ناگهان از دنیا رفته اند و غم بزرگی بعد از خود به جا گذاشته اند؛ رقص و حرکات موزون هم دیده می شود. کف زدن یا نمایش رقص مانند عمق سوگواری شان را نشان داده است. الان دیگر برای عزیز از دست رفته بالای مزارش جشن تولد میگیرند . برایش کلی تدارک گل و شیرینی می بینند. آواز های حزین میخوانند و طوری که اصلا سابقه نداشت عزاداری را کارگردانی می کنند. گل های توی سبد ها یا پرپر شده روی مزار درگذشته نشان میدهند که چقدر مورد علاقه بوده است.



آخرین دیدگاهها