اگر این همه عمر نکرده بودم نمی توانستم از دور به وقایع و اتفاقات پشت سرم نگاه کنم . این عمر کردن و نگاه کردن به گذشته و حال است که باعث شده است یقین کنم که جهان و خالق آن بسیار هوشمند است. هر کاری که انسان انجام میدهد روزی به سوی خودش باز خواهد گشت.
من دیدم که کسی که به نا حق علیه من در زمانی که از نظر کاری کم تجربه و نادان بودم ، داستان ساخت به چه سرنوشتی دچار شد.
آن زمان که من هنوز از ارتباط های اداری و کاری چندان مطلع نبودم متاسفانه درگیر یک داستان شدم که در آن حرف هایی که من نزده بودم در دهان من گذاشتند و با واسطه آن از جمع دوستان طرد شدم.
نحوه دور انداخته شدن من چنان تاثیر عمیقی در روح و جان من گذاشت که هنوز هم به نظرم زنده و واقعی هست. اما کسی که این داستان را علم کرد و باعث شد که دیگران قضاوت های نادرستی در مورد من داشته باشند؛ به سرنوشتی دچار شد که خودش با پای خودش از محل کارش بیرون آمد.
هر دو ما مجبور شدیم در دو زمان مختلف به خاطر به وجود آمدن اختلافات و نا ملایمات از محل کارمان بیرون شدیم. سرنوشتی که برای هر دو ما یک جور اتفاق افتاد.

آخرین دیدگاهها