آن سالی که روز پرستار به اوایل اردیبهشت ماه افتاده بود، نمایشگاه توانمندیهای پرستاری در مجاورت مسجد طوبی برگزار شد.
پرستارها با اکراه و دلخوری حضور داشتند. هوا ابری و خیلی سرد بود و باد سوزناکی هم میوزید. مردم در آن هوا برای بازدید به نمایشگاه نیامدند و همین پرستارها را دلگیر و ناراحت کرده بود.
متاسفانه در همین گیر و دار برق هم قطع شد. نبود برق موجب شد بالن بزرگ بادی که برای تبلیغات در عرض خیابان قرار داده شده بود فرو افتد. برای مدتی خیابان بسته شد. به زودی چند نفر دست به کار شدند و آن را جمع کردند و خیابان باز شد.
مامور شهرداری آمد و سراغ مسئول برنامه را گرفت. من هم مجبور شدم پاسخگو باشم و غرولندهای او را تحمل کنم.در آن هوای بد، یک جورهایی همه عصبانی و ناخشنود بودند.
پرستارهایی که در غرفهها مستقر بودند، میخواستند که فکری برای این وضعیت بشود. منظورشان این بود که منطقی پشت این نمایشگاه و این وضعیت وجود ندارد. درخواست تعطیلی آن را داشتند.
عصر هوا بهتر شد. آنهایی که از صبح اذیت شده بودند، شاکی بودند.
چند نفر از مسئولین پرستاری برای بازدید آمدند. در قبال تقاضای پرستارها، با سماجت و اصرار گفتند که برنامه ،«باید» تا یک هفته ادامه پیدا کند.
امان از دست این «بایدها» !!!



آخرین دیدگاهها