کلاس یوگای خنده

به طور اتفاقی از ما دعوت شد که در کلاس یوگای خنده شرکت کنیم. بعد از ورزش صبحگاهی که نسبتا سنگین هم بود، دلم می‌خواست به خانه بروم یک لیوان چای پررنگ بنوشم و استراحت کنم.
اما نتوانستم بگویم که نمی‌خواهم بیایم. حس کردم این هم فرصتی است برای یادگیری و از دست دادنش به صلاح نیست.
کلاس یوگای خنده در مجموعه نظام پرستاری برگزار شد. یک آقای کوتاه قامت با ریش و سیبیل پرپشت نشسته و منتظر ورود فراگیران بود.
او تدریسش را شروع کرد با هر بهانه‌ای با اعضای کلاس ارتباط کلامی برقرار کرده و باعث نشاط و شادی شد.
در اول کلاس از همه سوال کرد که چقدر خودمان را دوست داریم؟ توضیح داد که منابع لذت و شادی چه هستند به حرف‌های بیمارگونه بعضی‌ها گوش داد و به آنها آموخت که به فکر خودشان باشند.
هر کسی خودش را باید قوی نگه دارد. آنگاه می‌تواند به دیگران کمک کند. هر کسی مسئول شاد و خوشحال نگه داشتن خودش بوده و باید شادمان باشد.
تاکید کرد که اول خودتان را دوست بدارید تا بتوانید بعد از آن به دیگران کمک کنید و آنها را دوست داشته باشید.
در میانه کلاس با شیرینی لطیفه از فراگیران پذیرایی شد.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *